تبليغاتX
افق جنوب - نقش مدیریت و منابع انسانی در شکوفایی آموزش پرورش استان بوشهر

چهارشنبه نهم بهمن 1387

نقش مدیریت و منابع انسانی در شکوفایی آموزش پرورش استان بوشهر

چكيده

هرچند مهمترين منبع قدرت آموزش و پرورش منابع منحصر به فردي است كه در حوزه هاي تخصصي گوناگون و در جايگاه معلم در اختيار دارد ، اما متأسفانه اهميت اين منبع با ارزش و كارساز تاكنون كمتر جدي گرفته شده است و همچنان در مورد نقش راهبردي معلم تربيت يافته در آموزش و پرورش دشواريهاي جدي به چشم مي خورد . آموزش و پرورش ؛ ابزار ، امكانات و منابع لازم را براي اعمال مديريت مستقل در حوزه منابع انساني در اختيار ندارد .

عوامل بيروني متعددي همچون تغييرات جمعيتي ، تحولات اجتماعي و اقتصادي ، تعدد مراجع   سياست گذاري ، بحران منابع مالي كه متأثر از برنامه‌ها و تصميمات شوراي حقوق و دستمزد شوراهاي عالي اداري و سازمان مديريت و برنامه ريزي است ، نقش تعيين كننده و سرنوشت سازي                        در چالش هاي كنوني تعليم و تربيت ايفا مي كنند .

همچنين نبايد از تأثير برخي چالش هاي درون سازماني نظير حاكميت نظام اداري متمركز سنتي ، رواج برنامه‌ها و روشهاي كهنه و ناكار آمد و وجود فضاهاي آموزشي فرسوده و نامطلوب چشم پوشي كرد . در شرايط كنوني مهمترين الزام جدي آموزش و پرورش تأكيد بر بهسازي منابع انساني              آموزش و پرورش است . ضروري است اقدامات مؤثر و بهينه اي جهت اصلاح نظام جذب                 و بكار گماري ، آموزش و ارتقاء مهارتهاي حرفه اي معلمان ، انگيزش و نگهداشت آنان             صورت پذيرد .

در شرايط كنوني شواهد دقيقي در دست نيست كه نشان دهد :

الف)  معلمان آينده كشور بر مبناي رويكردي راهبردي و نظام گرا از ميان علاقه مندترين                     و شايسته ترين داوطلب انتخاب مي شوند .

ب) آموزش و پرورش همه اهتمام خود را براي بهبود بخشيدن به وضع آموزش و ارتقاء علمي              و حرفه اي معلمان بكار مي گيرد .

ج) از طريق پياده سازي نظام جبران خدمات معلمان و بهره گيري از الگوي ارزيابي و مديريت عملكرد مؤثر ، انگيزش لازم را در معلمان ايجاد مي شود و آنان تشويق مي شوند تا با آمادگي كافي عهده دار دشوارترين مشاغل كشور گردند .

د) از طريق طرح جامع رفاه و رضايتمندي نيروي انساني به مسائل سلامت ( جسمي و رواني ) و امنيت معلمان و برقراري مناسبات بهينه در فرايند هاي ارتباط هاي سازماني توجه كافي مبذول مي گردد .

براساس نكات ياد شده ، بحث بهسازي منابع انساني آموزش و پرورش و اصلاح كيفيت مديريت منابع انساني نه تنها يك اولويت جدي است ، بلكه يك ضرورت ملي و عيني است .

 

مقدمه
سرمايه انساني و توسعه منابع انساني از موضوعات كليدي عصر حاضر تلقي مي شوند. ما در عصر شگفت انگيزي به سر مي بريم كه انفجار دانش ناميده مي شود. عصري كه با نهضت جهاني شدن همراه است. گرچه اين روندها ضرورت فراگيري و آموختن را صد چندان كرده است، اما بر يك اصل بسيار سرنوشت ساز تاكيد دارد و آن اينكه منابع انساني كمياب‌ترين منابع و تضمين بخش موقعيت رقابتي بلندمدت سازمان محسوب مي شود.

به دليل همين نقش مهم منابع انساني بايد مديريت منابع انساني از جايگاه رفيع تر در سازمانها برخوردار شود و از ديدگاهي استراتژيك نسبت به فرآيندهاي منابع انساني و سازگاري آن با استراتژي هاي سازمان برخوردار باشد.

اولين عاملي كه در يك سازمان موجب تحول مي گردد ، نوع مديريتي است كه در آن اعمال مي شود اصولاً بر پويايي و توانمندي هاي نظام مديريتي در عملكرد مديران متبلور مي گردد و ميزان توسعه يافتگي در هر جامعه اي ، شاخص معتبري براي ارزيابي عملكرد مديران در يك دوره معين محسوب                  مي گردد . مديريت منابع انساني يكي از آنها است .

اگر نگاه مديران و برنامه ريزان جامعه به سمت و سويي باشد كه در كشور افراد آن از لحاظ استعداد ، برجسته باشند ، از لحاظ اخلاق پاكيزه باشند ، از لحاظ اقدام شجاع باشند ، از لحاظ فكر داراي تدبير باشند و به عبارتي اين كشور از مردماني مستقل ، داراي فكر ، داراي ابتكار ، داراي روح خلاقيت ، پرهيزگار ، پاكدامن ، نظم پذير ، قانون پذير ، اهل اقدام هاي بزرگ و آرمان طلب باشند . محيطي مناسب تر از آموزش و پرورش براي تربيت آنها وجود ندارد .

در مجموعه آموزش و پرورش نيروهاي ستادي اعم از طراحان ، فكر سازان و كتاب نويسان هستند                و همه آنها در آن سهيمند . اما ميدان دار اصلي و نقش محوري به عهده معلم است . همه طراحي‌ها               و مدل سازيها براي اين است كه معلم بتواند كارش را خوب انجام دهد .

نيروي انساني شامل افراد و كاركنان هر سازمان مي باشد كه البته از همه مهم‌ترين ركن هر نظام                    به شمار مي آيد . توانمندي اين نيروها مي تواند كشور را به سوي توسعه و اهداف آن هدايت كند . استفاده درست از ظرفيت هاي نيروي انساني به عنوان بزرگترين ثروت هر جامعه اي محسوب مي شود كه هميشه مورد توجه دولت و مديران بوده است . آموزش از پيچيده‌ترين وظايف سازمان‌ها به ويژه               بخش مديريت نيروي انساني مي باشد .

ساليان مديدي است از ضرورت تحول در آموزش و پرورش گفته مي شود و سخنان موافق و مخالفين در حد حرف بود . اما در حال حاضر مطالبه رهبري و نياز اجتماعي مردم است . رهبري معظم انقلاب اين نياز را تشخيص مي دهد كه در اين انقلاب به عنوان يك آرمان اجتماعي و ديني ،                               نظام آموزش و پرورش ما نتوانسته است پاسخ دهد و نتيجه مطلوب را بدهد .

در راستاي مديريت منابع انساني مطلوب در جهت شكوفايي آموزش و پرورش ، ابتدا بايد نقشه راه كشيده شود كه تغييرات متعددي مثل مهندسي تحول ، منشور تحول ، نقشه علمي كشور و نقشه تربيتي كشور را دارد . اما هسته تحول ، مباني اعتقادي و ارزشي است و در شرايطي مي توان پاسخ مطلوب را گرفت كه تحول بر مبناي هويت ديني و ملي ما اتفاق بيفتد .

در مديريت منابع بايد عدالت محوري مد نظر باشد . در حال حاضر توزيع نيروي انساني نيازمند هماهنگي و مديريت است . به طوري كه تنها با افزايش 8/0 درصدي تراكم كلاسها ، در كشور                    مي توان 52 هزار نفر در نيروي انساني صرفه جويي نمود . اين در حالي است كه نسبت دانش‌آموز به معلم در دوره ابتدايي در برخي مناطق 10 نفر است .

اتحاد آموزش در ايران

 

يكي از موضوعاتي كه بايد در سطح كلان بدان پرداخته شود اين است كه براي مديريت بهينه منابع انساني در آموزش و پرورش بايستي تحول اساسي صورت گيرد و نگرش نسبت به آن تغيير كند .

و آن « اتحاد » آموزش در ايران است . بسياري از كشورها به رغم داشتن جمعيت دانش آموزي بالا ، يك وزارتخانه براي آموزش در كشورشان هست. به عنوان مثال در كشوري مانند چين كه داراي جمعيت دانش آموزي و دانشجويي 200 ميليون نفري است يك وزارتخانه ، مسئول آموزش آنهاست .

سيستم آموزشي قطعي ما بايد در سيستم آموزشي ، نيروي انساني و اعتبارات مالي به بهترين نحو سازماندهي شود . يعني با حداقل امكانات مالي ، حداكثر بهره را ببريم . در اين سيستم بايد فضاي آموزشي و امكانات ، متناسب با خواسته هاي تربيتي ما باشد .

مقام معظم رهبري ايجاد تحول را از آموزش و پرورش خواستار شدند و در  فرمايشات خود فرمودند     « اگر شما منتظريد كساني در خارج از آموزش و پرورش براي شما كاري انجام دهند ، كسي اين كار را نمي كند . »

براي ايجاد تحول در آموزش و پرورش ، بايد ديد نظام آموزش و پرورش بر چه مبناي ديني و فلسفي استوار و ما بايد ويژگي هاي انسان مطلوب و خروجي هاي آموزش و پرورش را توصيف كنيم .

نظام قطعي آموزش و پرورش بر اين اساس قرار گرفته است تا انساني تربيت كند كه در بازار پرشتاب   و پر رقابت اقتصادي ايجاد ارزش افزوده كند . تربيت بايد طوري صورت گيرد كه بتواند به نحو احسن ايفاي نقش كند و بتواند توليد ثروت كند . اين غايت انسان موفق در نظام تفكر غربي است ، مباني انسان شناسي غربي‌ها بر اومانيسم استوار است و سكولار هستند و ارزشهاي معنوي عالم غيب براي آنها معنا و مفهومي ندارد .

در حالي كه در نظام انسان شناسي اسلام اين گونه نيست و نگاه اسلام به انسان ، نگاه خليفه الهي است و اين دنيا را محل عبور براي رسيدن به يك جهان ديگر مي داند . لذا اين بينش براي خود نظام تربيتي خاصي ايجاد مي كند .

آنچه ما را با مشكل مواجه كرده است ، اين است كه نظام موجود ما مبتني بر اين انسان شناسي اسلامي نيست بلكه مبتني بر انسان شناسي نظام غربي است . چرا كه دولت سازي و نهاد دولت را زماني ،                   « غربي ها » براي ما ايجاد كرده اند . بطور مثال بلژيكي‌ها براي ما گمرك ساختند ، انگليسي‌ها صنعت نفت ما را    راه اندازي كرده اند . مستشاران آمريكايي سازمان مديريت و برنامه ريزي ما را طراحي                  و خلاصه فرانسوي‌ها در تدوين نقشه آموزش و پرورش ما ايفاي نقش كردند .

آموزش و پرورش با همين ساختار اگر به بهترين نحو عمل كند ، خروجي آن اين است كه انساني را تربيت مي كند كه توليدي ارزش افزوده مي كند . در حالي كه به عقيده صاحبنظران همين تحول نيز در آموزش و پرورش ما ايجاد شده است .

آموزش و توانمند سازي نيروهاي انساني موجب گسترش بصيرت ، دانش ، معرفت نيروها در انجام وظايف تعيين شده و در نهايت باعث دستيابي سريع تر به اهداف سازماني مي باشد . بي شك تقويت علمي كاركنان ارزان نخواهد بود و نياز به سرمايه گذاري هاي ويژه و درازمدت خواهد داشت . آموزش نيروي انساني يكي از عوامل مهم در ميزان بهره ‌وري است .

تكنيك هاي نو و رويكرد هاي جديد نمي تواند بدون نيروي انساني آموزش ديده و كارآمد به طور مؤثر ، ايجاد يا به كار گرفته شود .

 در حال حاضر خط مشي عمومي آموزش و پرورش ضعيف است و مديريتها خيلي علمي نيست .

در حال حاضر مديريت در آموزش و پرورش ، بيشتر اداري – اجرايي و نگاه به آموزش و پرورش                 نيز اداري -  اجرايي است . درحالي كه افق ديد به آموزش و پرورش  بايد عملي باشد تا                              مجموعه و ساختار را به آن سمت هدايت كند و آموزش و پرورش را از محتوا محوري                                  به مهارت پروري سوق دهد .

مديريت منابع انساني

 

براي اصلاح ساختار تشكيلاتي و مديريتي وزارت آموزش و پرورش ، نياز به نظام مديريتي است                     تا در اين نظام ، كساني كه قرار است سمت مديريت در آموزش و پرورش داشته باشند ، از مديريت يك واحد پيش دبستاني تا سطح وزارت را به تدريج طي كند و متخصص و مجرب در زمينه                         آموزشي و پرورشي باشند .

در حال حاضر افرادي كه حتي در حوزه تخصصي خود نمي توانند كار كنند ، از طريق               مجاري سياسي ، مديريت آموزش و پرورش را به عهده مي گيرند و در بعضي موارد ، تصميماتي از سوي اين افراد اتخاذ مي شود كه به صلاح آموزش و پرورش و نظام نيست .

براي اين منظور مديريت در آموزش و پرورش بايد استاني باشد . بايد چارچوب كلي و استراتژي ملي داشته باشيم كه مصالح ملي كشور را حفظ كند و در درون اين چارچوب ، توسعه برنامه‌ها                         و مديريت هاي آموزش و پرورش ، استاني شود . بايد در هر استاني آموزش و پرورش هدايت شود تا توسعه آموزش و پروش استاني ، با مشكلات مردم و دادن اختيارات بيشتر به شوراي آموزش و پرورش استان ، انجام شود .

در اين صورت وقتي نقاط مختلف كشور رشد كند ، در مجموع كشور نيز رشد مي كند . مديريت گسترده ، يعني از تهران در تمام استانها مديريت كردن ، بدترين شيوه ممكن مديريتي است . و بايد تنها از منظر ملي بر آموزش و پروش استانها نظارت كرد تا برنامه آموزش و پرورش استانها به سمت           « وحدت ملي » برود ولي توسعه استاني در اختيار استانها باشد .

اگر قرار است در كشور و به تبع آن در استانها تحولي ايجاد شود بايد اول در منابع انساني باشد . اگر نيروي انساني داراي بينش ، مهارت و اعتقادات لازم نسبت به نظام اسلامي داشته باشيم ، مي توانيم اميدوار باشيم از سرمايه هاي ملي ، منابع و امكانات استفاده مي شود .

براي اينكه نظام آموزشي ما از يك نظام پرهزينه و كم بازده تغيير كند بايستي خلاء مهارتهاي فني و در كل « مهارت » را در نظام آموزشي كشور جبران كرد .

يكي از وظايف به حق مسئولان در درجه اول ، حسن توجه به معلم و ايجاد فضايي مناسب و بر اساس عدالت و رفع تبعيض براي اوست تا بتواند در اين فضا خود را وقف جامعه و نسلي كه به او سپرده اند نمايد . اگر معلم را رها كرديم و در وادي غم معيشت گرفتارش ساختيم ، جامعه به گرداب رذيلت و پستي هدايت مي شود .

متأسفانه اعتراضات هشدار گونه معلمان نظر مسئولان اداري و حكومتي را به تنگناهاي موجود در بخش آموزش و پرورش به صورت شايسته جلب نكرده است . البته با عمر كوتاه مديريت در نظام اداري كشور و عدم تداوم برنامه‌ها و رفتارهاي شعار گونه در امور ، و عزل و نصب‌ها ره به جايي            نخواهيم برد .

مديريت سياسي به جاي مديريت علمي و شايسته سالاري باعث شده است كه افراد از ترس تسويه حسابهاي بعد از پيروزي جناحي بر جناح ديگر ، انگيزه قبول پست هاي اداري و كليدي را نداشته باشند

سيستم مديريت ما به جاي اينكه مديران خلاق ، مبتكر و مدبر را در خود بگنجاند ، مديران را تبديل به يك مدير صرفاً بخشنامه اي ( مجري بخشنامه‌ها و پاراف كننده نامه‌ها ) به جاي يك مدير به معناي واقعي نموده است .

در مديريت منابع انساني مي بايست بر اساس اصول و قوانين مديريتي ، سازماندهي آموزشي و اصل تمركز گرايي و تمركز زدايي صورت پذيرد و اتومايسيون مديريتي در بخش هاي مختلف                     وزارت آموزش و پرورش ، سازمانها در مراكز استانها و شهرستانها و مدارس سراسر كشور ايجاد شود . تا سبب توسعه و تسريع امور مديريتي در وزارت آموزش و پرورش گردد .

 

 از اين رهگذر مي توان به برخي از موارد زير اشاره نمود :

 

1) حمايت و دفاع از نقش معلمين به عنوان شخصي كه مستقيماً در فرايند آموزشي سهيم و دخيل بوده و صرفاً به عنوان حامل و ناقل فرهنگ و دانش فعاليت نمي نمايند .

2) نگريستن به معلمين به عنوان شالوده شكل گيري مفهوم جامع توسعه فرايند آموزشي

3) اشتياق و حساسيت نسبت به تجهيز معلمين به شيوه هاي نوين آموزشي و ابزار و اسبابي كه سبب هماهنگي آنان با پيشرفت هاي علمي روز دنيا گردد .

4) فراهم سازي و زمينه مناسب جهت اعزام معلمين به خارج از كشور در راستاي ارتقاء سطح مهارتي از طريق بكارگيري تكنولوژيهاي پيشرفته آموزشي .

5) توسعه نقش بخش خصوصي در حوزه آموزش .

6) معلم بايد به روز باشد . معلمي كه امروزه از دانشگاه فارغ التحصيل مي شود و قرار است                سي سال تدريس كند مرتب بايد به روز شود چون با معلومات كهنه نمي تواند سر كلاس حرف نو بزند .

 نتيجه گيري

در عصر حاضر تأكيد نظام آموزش و پرورش بر انتقال دانش نيست و نقش مدرسه با گذشته تفاوت بسيار كرده است . آموزش و پرورش به جاي پرداختن به مواد درسي به كل انسان مي پردازد و به تمام ابعاد زندگي او توجه مي كند . در آموزش و پرورش جديد ، معلم در مقام ياور در بالندگي انسان ، ايفاي نقش مي كند نه انتقال دهنده اطلاعات .

لذا براي اثر بخشي ، آموزش و پرورش ناگزير است كاركردهاي نويي را متناسب با روح زمانه براي خويش برگزيند .

سرمايه انساني و توسعه منابع انساني از موضوعات كليدي عصر حاضر تلقي مي شوند . ما در عصر شگفت انگيزي به سر مي بريم كه « انفجار دانش » ناميده مي شود . عصري كه با نهضت جهاني شدن همراه است . گرچه اين روندها ضرورت فراگيري و آموختن را صد چندان كرده است ، اما بر يك اصل بسيار سرنوشت ساز تأكيد دارد و آن اينكه منابع انساني كمياب‌ترين منابع و تضمين كننده موقعيت رقابتي بلند مدت هر سازماني محسوب مي شود .

منابع انساني به خودي خود يك هدف نيست ، بلكه وسيله اي است براي كمك به آموزش و پرورش براي رسيدن به هدفهاي اساسي مورد انتظار .

امروزه پيشرفت و توسعه كشورها، سازمانها و موسسات كوچك و بزرگ در گرو علم و دانش بشري است . افزايش علم و دانش و تغييرات پرشتاب سبب شده است كه سازمانها، آموزش و پرورش را در راس برنامه هاي خود قرار دهند . زيرا آموزش و پرورش يكي از مهمترين عوامل توسعه كشورهاست .
زيربناي توسعه كشورها و سازمانها با خلاقيت و نوآوري منابع انساني مرتبط است .

معلمي شغلي مهم است كه ضرورت آن بر كسي پوشيده نيست. اين ضرورت شكل دهي تجربياتي است كه منجر به تغييرات مطلوب رفتاري در دانش آموختگان مي شود. معلمان سازندگان انسانند،               در واقع اين معلمان هستند كه انسان را براي همه پيشرفت‌ها و تعالي هاي مادي و معنوي مي سازند.

 

    اولويت هاي برنامه آموزش و پرورش در اين خصوص بدين قرار است:


    ۱. انگيزه و علاقه‌مندي
    ۲. بازسازي منزلت و جايگاه اجتماعي و فرهنگي معلمان
    ۳. تأمين مراتب معيشتي و رفاهي
    ۱ـ انگيزه و علاقه‌مندي
    ۱-۱) ايجاد دوره هاي تحصيلي به شكل خودماني به نحوي كه منجر به دريافت مدرك تحصيلي بالاتر گردد.
    ۱-۲) ايجاد دوره‌ها و فرصت هاي مطالعاتي براي ارتقاي فكري معلمان
    ۱-۳) تخصيص سهميه و بورس به معلمان در دانشگاه هاي دولتي و غيردولتي
    ۱-۴) انتخاب مديران ارشد اجرايي و ستادي از ميان معلمان برحسب تجربيات شغلي
    ۱-۵) ايجاد زمينه و بسترهاي مناسب براي بازديد از مدارس و مجتمع هاي آموزشي و نظام آموزشي ساير ملل
    ۱-۶) ايجاد زمينه و بسترهاي مناسب براي تشويق و تقدير از معلمان و...
    ۱-۷) اعمال سياست هاي تشويقي مناسب براي معلمان و مربيان كه در دوره هاي تخصصي و عالي تر پذيرفته مي شوند.
    ۱-۸) اهميت دادن به پژوهشگران، محققان و مؤلفان
    ۱-۹) سازگار كردن هرچه بيشتر فعاليت هاي آموزشي مدارس با واقعيت هاي جامعه و نيازهاي برنامه هاي توسعه كشور و ارتقاي رشد حرفه اي معلمان با واگذاري مستقيم مسئوليت مطابق با توانايي هر فرد.
    ۱-۱۰) ايجاد زمينه و شرايط لازم براي توسعه مشاركت فكري، علمي، فرهنگي و اجرايي اوليا و جلب همكاري آنان در پرورش استعدادهاي فراگيران
    ۱-۱۱) برقراري و گسترش ارتباط با مراكز پژوهشي و علمي جهان و بهره‌وري از دستاوردهاي آموزشي ساير ملل و تبادل تجربيات علمي و فرهنگي و تربيتي با ملل مسلمان و كشورهاي دوست
    ۱-۱۲) مجهز شدن معلمان به روش هاي نوين و فناوري روز به جاي روش هاي كهن به منظور ارتقاي سطح كمي و كيفي تعليم و تربيت
    ۲ ـ بازسازي منزلت و جايگاه اجتماعي و فرهنگي معلمان
    ۲-۱) ايجاد هماهنگي و مشاركت فعال نظام فرهنگي و هنري كشور در برنامه ريزي آموزش و پرورش
    ۲-۲) حضور فعال رسانه هاي ارتباطي بويژه صدا و سيما در حمايت از اجراي برنامه هاي               آموزش و پرورش و برقراري ارتباط با مخاطبان و فراگيران
    ۲-۳) تغيير ديدگاه مسئولان كشور نسبت به نظام آموزش و پرورش كه اين نظام مولد و توليدكننده منابع نيروي انساني است با شعار تبديل منابع انساني به ثروت انساني
    ۲-۴) ارتقاي جايگاه اجتماعي معلمان با تأمين امنيت رواني و شغلي براي نگهداري آنان
    ۲-۵) تدوين و اجراي نظام سنجش و صلاحيت علمي و رتبه بندي معلمان، كاركنان و كارمندان آموزش و پرورش با قانونمندي ساير وزارتخانه‌ها
    ۲-۶) بهره گيري از فناوري اطلاعات مدرن و رايانه اي براي ارتقاي سطح دانش و بينش معلمان، كاركنان و كارمندان آموزش و پرورش
    ۲-۷) روز آمد نگه داشتن دانش و مهارت هاي معلمان و كاركنان آموزش و پرورش بويژه در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات و آموزش مجازي
    ۲-۸) نهادينه كردن، نظارت، حمايت و راهبري مديريت كلان كشور نسبت به برنامه هاي                  آموزش و پرورش به عنوان اساسي ترين محور توسعه همه جانبه
    ۲-۹) ايجاد حركت منسجم ملي با تبيين نگرش به منظور رفع بحران و چالش هاي اجتماعي در جهت ارتقاي منزلت اجتماعي و فرهنگي معلمان
    ۲-۱۰) مشاركت دادن مستقيم نظام توليد ثروت و درآمدي كشور در تأمين حداقل امكانات استاندارد، در آموزش سراسر كشور
    ۲-۱۱) ايجاد دفتري با عنوان مطالعات استراتژيكي و برنامه ريزي براي شناسايي چالش ها و اتخاذ راهبردهاي رفع بحران در آموزش و پرورش
    ۲-۱۲) تقويت مفاهيم مهم اخلاقي تربيتي از قبيل قانون پذيري، عدالتخواهي ،  مهرورزي ، انضباط اجتماعي، مشاركت سياسي، اجتماعي و احترام به حقوق ديگران، بهره وري در برنامه هاي فرهنگي اجتماعي به صورت هدفمند و نظارت پذير با رعايت موازين روانشناسانه و روان شناختانه
    ۳ـ تأمين معيشتي و رفاهي
    ۳-۱) تأمين شرايط مناسب اقتصادي و اجتماعي براي حفظ و توزيع نيروي انساني كارآمد در ساختار و بدنه آموزش و پرورش و توزيع عادلانه در كل كشور
    ۳-۲) تأمين امكانات رفاهي، اجتماعي و فرهنگي براي نظام آموزش و پرورش در حد استانداردهاي رايج براي نيروي مولد با حمايت بخش هاي مولد به صورت مستقيم و غيرمستقيم
    ۳-۳) برنامه تأمين مسكن معلمان در آموزش و پرورش با مشاركت كليه بخش هاي اقتصادي كشور
    ۳-۴) تأمين حقوق مكفي معلمان، كارمندان و كاركنان آموزش و پرورش با توجه به سطح تورم قيمت ها با افزايش قدرت خريد
    ۳-۵) طراحي و اجراي بيمه هاي خاص اجتماعي، از قبيل: ايجاد شركت بيمه خاص فرهنگيان و معافيت هاي ويژه مالياتي
    ۳-۶) طراحي و اجراي سيستم اقتصادي خاص، مانند، سيستم بانك فرهنگيان و شركت هاي توليدي و اقتصادي با مشاركت فرهنگيان
    ۳-۷) استفاده از تسهيلات بانكي كوتاه مدت با نرخ بهره كمتر براي امور معيشتي، پژوهشي، تحقيقي، تأليفي و...
    ۳-۸) استفاده از تسهيلات بانكي بلندمدت براي ايجاد فضاي آموزشي و تأمين تجهيزات                  و امكانات رفاهي
    ۳-۹) اصلاح نظام پرداخت حقوق و مزايا و پاداش معلمان، كاركنان و كارمندان آموزش و پرورش با ساير سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها (قانون هماهنگ پرداخت حقوق)
    ۳-۱۰) واگذاري (فروش يا اجاره) زمين‌ها با كاربري آموزشي و فضاهاي آموزشي به معلمان كارآمد و خلاق به منظور توسعه آموزشي و اقتصادي

 منابع و مأخذ

 ۱- سيد عباس زاده (1372) ، لزوم توجه به مديريت آموزش در نظام آموزش ايران - فصلنامه مديريت .

2- سنيگ ، راجا ، روي (1991) آموزش و پرورش براي قرن بيست و يكم چكيده از محسن پور بهرام (1376) تك نگاشت شماره 9 ، پژوهشكده تعليم و تربيت .

3- علاقه بند، علي ، مقدمات مديريت آموزش ، نشر روان .

4- نفيسي عبدالحسن (1375) آموزش و پرورش در ايران 1400 - پژوهشكده تعليم و تربيت .

5- علاقه بند علي (1382) جامعه شناسي در آموزش و پرورش - ويرايش چهارم تهران نشر روان

6- نشريات نگاه - مديريت وابسته به آموزش و پژوهش .

7- سايت هاي مرتبط .

 

 

نوشته شده توسط اسکندر میگلی در 18:48 |  لینک ثابت   •