تبليغاتX
افق جنوب - دشتستان بیمار است یا ناامن؟!

سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387

دشتستان بیمار است یا ناامن؟!

وجود افراد ناسالم در یک جامعه از شرایط مهم و اساسی برای رشد آن جامعه است. جامعه ای که به سلامت جسم و روان افراد خود توجه کند، ضمن عدم صرف هزینه های زیاد درمان، انسان های سالم پرورش داده که می توانند زمینه رشد فردی و اجتماعی را در آن جامعه فراهم کنند. جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی، جامعه را به مثابه پیکر انسان می دانند که ممکن است به علت شیوه زندگی و رفتار ما با یکدیگر دچار بیماری ها و امراض جسمی و روانی گردد. از این نظر جامعه به عنوان یک موجود در معرض آفت ها و بیماری هایی قرار دارد که خواسته یا نا خواسته به نحوه ی تعامل و تقابل افراد در زندگی فردی و اجتماعی بر می گردد. به گفته ی سعدی علیه الرحمه:
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
متأسفانه چند سالی است دشتستان عزیز و مظلوم شاهد حوادث ناخوشایند قتل های فجیع و دلخراش می باشد که تعدد و توالی آن آرامش روانی و سلامت اخلاقی جامعه را به مخاطره افکنده است. نشانه های بیماری آن هر روز به نوعی خود را نشان می دهد. از این نظر دشتستان نیازمند واکاوی و بررسی علمی است. جامعه دشتستان پیشینه تاریخی و فرهنگی است که آثار باستانی به جای مانده در زیراه، چرخاب، بردک سیاه و گور دختر و... تنها بخشی از گذشته پر شکوه آن را به نمایش می گذارد. جامعه مذهبی دشتستان به لحاظ اعتقادات دینی بیشترین بقاع متبرکه و امامزاده ها و املاک وقفی را در خود جای داده است و مراسم عزاداری سنتی آن از گذشته های دور تا کنون جلوه خاصی داشته است. جامعه دشتستان در هشت سال دفاع مقدس با تقدیم بیش از یک سوم شهدای استان برگ زرین دیگری در تاریخ شکوه و عظمت خود به یادگار دارد. اما امروز در چنبره ی دردها و آلام که بعضی به عنوان نا امنی و شرارت از آن یاد می کنند، گرفتار آمده است. با این وجود باز شناسی و معاینه علمی و همه جانبه ای در خصوص بیماری جامعه دشتستان و ابعاد آن صورت نگرفته است. و هنوز این سؤوال به عنوان یک مطالبه بر حق از سوی نخبگان و افکار عمومی مردم دشتستان شکل نگرفته است که چه بر سر دشتستان آمده و چگونه آن را مدیریت نموده اند که خروجی آن این چنین است؟!! بیشتر اقدامات و برخوردهای سطحی و غیر عالمانه و گذرا بوده است. هر کسی از ظن خود، به موضوع جامعه دشتستان نگریسته و بدان پرداخته است. متأسفانه ها برنامه ها و اقدامات صورت گرفته بیشتر در جهت مقابله با معلول شکل گرفته است نه با علت ها.
آیا وقتی فردی گرفتار درد و بیماری است و ضجّه و ناله سر می دهد آیا می توان برای خاموش کردن صدا و آرام نمودن او به تهدید و برخورد فیزیکی و بستن دست و پای آن روی آورد؟!!
در تکوین و بروز جرایم و بزهکاری ها در جامعه علت های ناقصه زیادی به عنوان شروط لازم وجود دارند که هر یک متأثر از ضعف کارکرد، مشکلات ساختاری و نحوه ی اداره کردن جامعه می باشد. مثلاً اگر هماهنگی و عدم توانایی مسؤولین در ارایه خدمات خاصی موجب تشکیل صف های طویل چند صد متری و آن هم از سر شب تا روز بعد گردد می تواند استرس و فشار روحی و روانی بسیار زیادی به افراد جامعه وارد نماید. که ممکن است حوادث یا سوء استفاده هایی رخ دهد، آیا در این صورت توسل به قوه قهریه و برخوردهای فیزیکی رافع مسؤولیت مدیران و مسؤولان مربوطه خواهد بود؟!
متأسفانه در چند سال اخیر دشتستان زخم دار قربانی شدن اعضایی از پیکره های خود بوده است که تا چند سال پیش هیچ گاه به این شدت وجود نداشته است. قتل های فجیح خانوادگی، فامیلی، انتقام جویانه و ستیزه جویانه در دشتستان به ویژه شهر برازجان یکی پس از دیگری رخ می دهد. برای پی بردن به ابعاد و عمق حوادث خونبار دشتستان بد نیست بدانید در سال 84-85 نزدیک به چهل فقره قتل عمد در دشتستان 200 هزار نفری اتفاق افتاده است در حالی که در تهران 000/500/7 نفری حدود 240 مورد قتل عمد به وقوع پیوسته است و این یعنی به نسبت جمعیت قتل در دشتستان 370 بار از شهر تهران بیشتر است. آیا از خود پرسیده ایم در طول این سال ها، جامعه دشتستان را چگونه مدیریت کرده اند و چه شده است که نزدیک ترین افراد، به هم رحم نمی کنند؟!!
بعضی مسؤولان اظهار می دارند ما در دشتستان مشکل امنیتی نداریم.نگارنده هم تا حدودی با این مطلب موافق است.ما در دشتستان به جز قتل، جرایم سنگین و سازمان یافته و باندی نداریم.دامن عفت خانواده ها هنوز پاک است وحساسیت عمومی نسبت به سلامت اخلاقی خانواده ها در سطح بالایی قراردارد.کلاهبرداری و سرقت های مسلحانه ،ناامنی های سیاسی و خرابکارانه و جرایم باندی کمتر وجود دارد، اما چرا با این وجود این قتل و کشتارها صورت می پذیرد؟! به عقیده نگارنده عوامل متعدد برون زا ناشی از مدیران،برنامه ریزان وسیستم های معیوب و ناکارآمد در بخش های مختلف دولتی وجود دارد که همه آنها در ایجاد و افزایش ناکامی ها و تعارضات در افراد جامعه مؤثراست.برای مثال اگردولت به جای سیستم هوشمند کارت سوخت طرح سهمیه بندی بنزین را به شکل دستی و کوپنی اجرا می کرد چه مشکلات و معضلاتی در جامعه شکل می گرفت.
پدیده ها و حوادث اجتماعی معلول های عینی است که با علت یابی می توان پاسخ های واقعی آنها را یافت؟در کشورهای توسعه یافته با بکارگیری روش ها و شیوه های علمی در روابط بین مردم و دولت و دولت و مردم و وضع قوانین متناسب، روابط و قراردادهای اجتماعی شکل گرفته و نظام مسؤولیت پذیری و پاسخگویی نهادینه شده است.وظایفی از قبیل ایجاد اشتغال و رفع بیکاری، بهداشت و سلامت جامعه، آموزش، مسکن دسترسی سهل الوصول با مراحل صالحه ی قضایی.
بر اساس حدیث شریف نبوی «کلکم راع و کللکم مسؤول عن رعیته» به بعضی ریشه هاو عوامل اخلال در سلامت روانی و اخلاقی مردم دشتستان پرداخته می شود هرچند به مذاق بعضی خوش نیاید و بعضی را قهرو دشمنی فزاید. اما چاره ای جز اینکه تلنگری به ساخت وجدان های پاک و دردمند بزنیم نیست. اختلافات ملکی وثبتی حجم عمده ای از پرونده های قضایی را به خود اختصاص داده است حال اینکه بکارگیری روش های نوین در ثبت املاک و تعیین حدود می تواند مانع تجاوزات و تعدیات به حقوق دیگران باشد. روان سازی تشریفات نقل و انتقال ثبتی املاک و اجباری کردن آن در انجام معاملات می تواند از ورود بسیاری از پرونده ها جلوگیری کند، متأسفانه اطاله دادرسی و مهم تر این که بسیاری از آراء صادره رافع خصومت ها و دعاوی نیست و احقاق حق به سختی ممکن می گردد. لذا تعقیب پرونده ها در مراجع مافوق هر چند از حقوق اصحاب دعوی است. لیکن مبیّن ضعف قضایی در صدور آراء ضعیف است.
نگارنده خود در جریان پرونده ای که ماهیتی کاملاً حقوقی داشت شاهد صدور رأی با وصف جزایی و کیفری از دادگاه بخش های شهرستان دشتستان بودم که متأسفانه با بی توجهی و بی دقتی دادگاه تجدید نظر به دفاعیات و لوایح مستند قانونی وکیل مواجه شد با مراجعه به چند تن از وکلای برجسته که سوابق مختلف قضایی در محاکم قضایی نیز داشتند.

صراحتاً اظهار نمودند متأسفانه بسیاری از قضات فعلی به لوایح دفاعی وکلا وقعی نمی نهند و توجهی ندارند و... البته بسیاری هستند که برخی مسایل«مگوی» دادگاه ها را در سینه دارند ولی به علت این که تا کنون باب نقد و نقب زدن به پست توی عملکرد دادگستری استان مقفول مانده است، فرصتی برای طرح وضعیت موجود دادگاه ها و مقایسه آن با دادگاه مطلوب نظام اسلامی نداشته اند. عملکرد دستگاه قضایی استان تا کنون به بوته نقد و تحلیل علمی در نیامده است و اصولاً مطبوعات فراتر از خواست قانون، منطقه ی ممنوعه ای برای خود ترسیم کرده اند. بیکاری و شرمندگی نان آور خانواده در مقابل زن و فرزند که می توان آن را ام المصائب نامید به چند علت در دشتستان جلوه و نمو بیشتری دارد:
1.عدم استقرار شرکت ها و صنایع بزرگ در شهرستان
2.نبود مشاغل با ثبات
3.عدم بهره مندی از مشاغلی که در ارتباط با بندر از قبیل تجارت، صیادی و ... وجود دارد
4.تضعیف بیش از پیش بنیه مالی و توان اقتصادی نیمی از مردم دشتستان که معشیت
آن ها از طریق کشاورزی و نخل داری تأمین می گردد
5.عدم توسعه ادارات و مراکز خدماتی و بهداشتی برابر انتظارات و تناسب جمعیت
6.وسعت و گستردگی جغرافیای شهرستان که نیازمند بازنگری دارد تا با تأسیس شهرستانی جدید کار چابک سازی ادارات دولتی در خدمت رسانی سرعت و دقت بیشتری پیدا کند هر چند متأسفانه بعضی با سطحی نگری و عدم تحلیل واقعی و علمی به این نیاز چنین وانمود می کنند که انگار تأسیس دشتستانی دیگر خیانت و جنایتی در حق مردم است در حالی که به نظر نگارنده پرداختن و طرح کارشناسانه موضوع تقسیم شهرستان دشتستان یک نیاز حیاتی و مبرم برای توسعه و افزایش رضایت مندی مردم خواهد بود
7.ضعف ساختاری شهر سازی و مهندسی مبلمان شهری برازجان خود یکی دیگر از عوامل تنش زا و اختلال روانی مردم است. برای مثال شهرک های جدید برازجان بعد از سال ها هنوز امکانات یک کوره دهات را ندارند و از سرویس حمل و نقل عمومی به جز در چند خیابان محدود شهر عملاً بی بهره هستند.
مرحوم رسول پرویزی در کتاب«شلوارهای وصله دار» خود، بسیار زیبا و هنرمندانه«قصه عینکم» را طرح نموده است که
می تواند تمثیل نگاه سطحی مسؤولین به مشکلات و نابسامانی های جامعه دشتستان باشد. باور عمومی و برآیند افکار عمومی بر اساس نحوه تعاملات فرهنگی و ارزشی از قبیل قانون مداری و احترام به قانون و معیارهای ارزشی دینی شکل می گیرد. حال به هر دلیل این اصول در جامعه نادیده انگاشته شود و ضعیف گردد به همان مقدار در امنیت اخلاقی جامعه خدشه وارد می آید. ناکارآمدی نظام اداری که ناشی از دیوان سالاری غیر ضرور و نگاه سنتی و عدم مطابقت با شرایط و نیاز جامعه جریان دارد خود باعث بروز مشکلات در سیستم و فساد اداری گردیده است. در چنین حالتی روابط جای ضوابط قرار می گیرد و کسانی که به هر دلیل نمی توانند از روابط یا به قولی پارتی برخوردار باشند به مشکلات رفتاری و روانی دچار می شوند و در پی انتقام از جامعه بر می آیند. اینک در شرایط احساس و اورژانسی که جامعه دشتستان از نظر سلامت روانی و اخلاقی پیدا کرده است، مسؤولیت شرعی، قانونی و انسانی همه مسؤولین و دست اندرکاران اهمیت و نقشی تاریخی پیدا کرده است. در این مقاله به دنبال مقصر نیستم بلکه با تأکید بر قصورات انجام گرفته ی مدیریتی و اجرایی صورت گرفته در پی به صدا درآوردن زنگ خطری جدی برای نجات جامعه خود هستم. به عقیده نگارنده در اولین اقدام باید یک کار گروهی تخصصی و ویژه در مرکز استان و شهرستان شکل گیرد تا با تشخیص بیماری علت های آن را یافته و درمان های ضروری را در برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت طرح ریزی نماید. در این خصوص پیشنهاد می گردد اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به سبب مسؤولیت و اشراف بر مسایل فرهنگی و هنری نقش دبیری این کارگروه را به عهده بگیرد و از مراکز پژوهشی و مشاوره ای مراکز علمی و دانشگاه های معتبر کشور کمک و مشاوره بگیرد.
در این زمینه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی با حمایت از پایان نامه های دوره دکتری و کارشناسی ارشد در ارتباط با دشتستان و موضوعات مربوطه، برگزاری سمینارهای علمی قدم مؤثری بر دارد. متأسفانه امروز مشاهده می شود بیشتر برنامه ها ی اداره فرهنگ و ارشاد برای قشر هنرمند است تا نیازهای توده مردم. نکته آخر این که نگاه فرماندار دشتستان به عنوان نماینده عالی دولت در شهرستان باید نگاه جامعه شناسانه و مبتنی بر اصلاح امور از دیدگاه روانی و شناختی باشد. نگاه امنیتی و فیزیکی داشتن به مسایل و پدیده های اجتماعی نه تنها ایجاد امنیت نمی کند بلکه بر وخامت و پیچیدگی اوضاع خواهد افزود. در هر صورت امروز زنگ خطر رساتر از هر زمان دیگری در چند قدمی ما به صدا در آمده است. همه مسؤولیم همه مسؤولیم. باید آستین همت را بالا زد و با مشاوره از کارشناسان و متخصصان کشوری، امنیت و سلامت روانی را به دشتستان باز گرداند.
 اسکندر میگلی نژاد  = اتحاد جنوب
نوشته شده توسط اسکندر میگلی در 1:35 |  لینک ثابت   •