افق جنوب
یادداشت های شخصی اسکندر میگلی
سه شنبه پنجم آذر 1387
| اصولگرایان عاریه ای/دفاع از حقانیت و مظلومیت جریان اصولگرایی تکلیف است . | |
|
|
|
در جریان انتخاب و انتصاب فرماندار جدید دشتستان متاسفانه اظهار نظر و موضع گیری آقای هاشمی معاون امنیتی و استانداری بوشهر در خصوص یکی از نیروی های ارزشی که مراتب فضل عملی و علمی ایشان بر همگان مشهور است موجب رنجش خاطر و ارزدگی همه نیروهای ارزشی و اصولگرا در استان بویژه شهرستان دشتستان شده است :
بحث مدیریت مکتبی و غیر مکتبی از سپیده زمان انقلاب اسلامی در جامعه شکل گرفت .و تا امروز که نزدیک به 30 سال از پیروزی شکوهمند انقلاب می گذرد همواره جریان داشته است .و همین اصل یعنی نگرش مبتنی بر مکتب و تعهد به مدیریت ها باعث شکل گیری جریانات و جناح بندی های بعدی در کشور گردید . نهمین انتخابات ریاست جمهوری را در حقیقت می توان بازگشت و خواست مردم در تحقق مدیرت مکتبی در جامعه دانست . انتخاب دکتر محمود احمدی نژاد نشان دهنده اقبال افکارعمومی و نیاز جامعه به احیاء شعارها و آرمانها آغازین انقلاب اسلامی بود یعنی همان شعار محوری عدالت خواهی . امروز به برکت مدیریت مکتبی دولت کریمه اسلامی شاهد موفقیت های چشمگیر و افتخارآمیز در تمام عرصه های داخلی و بین الملی هستیم و این امر تنها در سایه مدیریت مکتبی تحقق پیدا نموده است . با روی کار آمدن دولت اصولگرای نهم انتظار می رفت بیش از هر زمان دیگری مدیران مکتبی و ارزشی در مصدر امور قرار گیرند تا مردم بیش از هر زمان دیگر طعم شیرین خدمت صادقانه و بی منت را بچشند . ولی متاسفانه جای خوش کردن بعضی ها که تنها ردای اصولگرایی را برتن دارند در بین صفوف اصولگرایان ، موجب انشقاق و بروز بعضی اختلافات نا خواسته در بین نیروهای اصولگرا و ارزشی شده است . در جریان انتخاب و انتصاب فرماندار جدید دشتستان متاسفانه اظهار نظر و موضع گیری آقای هاشمی معاون امنیتی و استانداری بوشهر در خصوص یکی از نیروی های ارزشی که مراتب فضل عملی و علمی ایشان بر همگان مشهور است موجب رنجش خاطر و ارزدگی همه نیروهای ارزشی و اصولگرا در استان بویژه شهرستان دشتستان شده است . این اظهارات که در شرایط حساس جامعه و در آستانه انتخابات پیش رو گرفته می شود را اگر مغرضانه ندانیم معتقدیم باعث ایجاد اختلاف و چند دستگی در بین نیروهای مکتبی و ارزشی می شود . اصولا جای این سئوال مطرح است که برای امثال آقای ایرج زاده در دولت نهم کدام فرصت خدمتگزاری را پیش آورده ایم و ایشان را در کدام سمت و مسئولیت استانی یا شهرستان محک زده و آزموده ایم که این چنین بی مهابا سخن می رانیم و ایشان را به ضعف عملکرد متهم می سازیم ؟!! اگر ملاک قضاوت معاون سیاسی غیر بومی, اطلاعات کانالیزه شده و هدایت شده عده ای خاص باشد ، باید گفت آقای ایرج زاده در زمانی مسئولیت پذیرفت که فضای سیاسی حاکم برجامعه هیچ تناسب و سنخیتی با نوع نگرش و تفکر مدیریتی وی نداشت . لذا در عین حالی که آقای ایرج زاده در طول سه ده از عمر پر برکت انقلاب اسلامی همواره سرباز نظام و مطیع ولایت و متخلق به اخلاق و فضایل اسلامی و انسانی بوده و این ویژگی ممتاز یعنی ثبات قدم وی برای همگان روشن است ، دارای تحصیلات علمی و دانشگاهی در رشته مهندسی و مدیریت نیز می باشد . و از بسیاری از اصولگرایان عاریه ای در مناصب جای خوش کرده اند شایسته تر و سزاوارتراست . در پایان این مقاله همگان را به رعایت تقوای الهی سفارش می کنیم . و براین نکته تاکید می نماییم دفاع از آقای مهندس ایرج زاده دفاع از شخص نیست ، بلکه دفاع از حقانیت و مظلومیت جریان اصولگریان واقعی است . ما آقای ایرج زاده را در استان بوشهر نماد مدیریت مکتبی و انقلابی می دانیم که امثال آن پرورده انقلاب هستند . درهر صورت جای دارد بیش از پیش عامل به حق تعالی که فرمود « رحماء بینهم » باشیم. |
نوشته شده توسط اسکندر میگلی
در 21:49 | لینک ثابت
•
سه شنبه پنجم آذر 1387
چرا برخی با تأسیس دشتستان شمالی مخالفند؟!
اسکندر میگلی نویسنده و روزنامه نگار: امروزه فلسفه تشکیل دولت از حوزه ایجاد امنیت و حفظ آن به حوزه های آزادی، مشارکت سیاسی، تأمین اشتغال و رفاه و حتی بهره گیری از اوقات فراغت و برآوردن استعدادها، کشیده است.
در قرن بیست و یکم مردم از دولت انتظار تأمین رفاه عمومی و ارائه خدمات سهل و ارزان را دارند. ایجاد تعلق خاطر و احساس رضایت مندی در بین مردم جامعه، موجب بالا رفتن سطح مشارکت عمومی در تصمیم گیری ها و سرنوشت سیاسی و اجتماعی آنان می گردد.
گستردگی حوزه جغرافیایی استقرار نهادهای حاکمیت عملاً کار خدمات رسانی سهل الوصول و کارآمد را تقلیل می دهد. حجیم شدن ادارات و نهادهای دولتی و تمرکز آن در کنار سیستم دیوانسالاری مطوّل و ناکارآمد فعلی ما باعث شده است تا ادارات و سیستم خدمات رسانی از چابکی و قابلیت انعطاف لازم برخوردار نباشند و دولت مرکزی علی رغم سعی و تلاش فراوان و تخصیص اعتبارات کلان، نتواند رضایت عمومی و رفاه همگانی را تأمین نماید و همین امر زمینه ساز برخی نارضایتی ها و کاهش سطح مشارکت مردم خواهد شد. بکارگیری ناآگاهانه یا مغرضانه واژه "تجزیه" از سوی برخی افراد و رسانه ها موجب برانگیختگی و حساسیت ها نسبت به یک نیاز واقعی و منطقی یعنی تأسیس شهرستانی جدید در حوزه جغرافیایی دشتستان شده است.
بکارگیری و استعمال غیرواقعی واژه "تجزیه طلبی" در مقابل درخواست به حق و منطقی مردم برای تأسیس شهرستان جدید در حوزه جغرافیایی دشتستان از چند منظر قابل بررسی است.
اصولاً ذهنیت عموم مردم نسبت به واژه ی "تجزیه" که یادآور جدایی قسمت هایی از مناطق سرزمین ایران و الحاق آن به خاک دشمنان ایران بوده است، هنوز هم دردآور و تلخ است.
اولاً اگر بحث تأسیس شهرستان ها یا استان های جدید امری مذموم و غیرمنطقی بود، هیچ وقت نمی بایست استان ها و شهرستان های جدید تأسیس می شدند.
متأسفانه در سطح جامعه و افکار عمومی چنان با بدسلیقگی و بی توجهی به آثار مثبت و ارزنده ی تأسیس شهرستان جدید صحبت می گردد که راه نقد و بیان ضرورت آن بر بسیاری از افراد بسته می ماند و سخن گفتن از آن یعنی انتزاع دشتستان شمالی، گناهی نابخشودنی قلمداد می گردد.
اما باید دید عمده ی مخالفان طرح انتزاع و تأسیس شهرستان جدید چه کسانی هستند و چه می گویند.!
به نظر می رسد گروهی فقط از لفظ "تجزیه" ذهنیت منفی و روانی دارند، لذا آن را امری مذموم می دانند. گروهی تحقق این امر را بسیار مشکل دانسته و موجب بروز اختلافات و ایجاد تنش در سطح منطقه می دانند. گروهی نیز یک دشتستان بزرگ و عظیم الجثه را باعث افتخار و اعتبار خود و دشتستانی ها می دانند. گروهی دیگر نیز مدیران اجرایی و سیاسی مستقر در شهرستان هستند که تقلیل حوزه اختیارات و قدرت خود را بر نمی تابند و به هر نحو با تحقق این خواسته برحق و دیرین مخالفت می کنند.
حال به پاسخ موافقان تحقق تأسیس شهرستان جدید دشتستان به طور اختصار اشاره می شود.
1) همه می دانیم و بارها گفته شده است که شهرستان دشتستان یک سوم وسعت و جمعیت استان بوشهر را در برگرفته است. وقتی در دو سوم جغرافیای استان 8 شهرستان استقرار دارند، یعنی هر یک سوم ظرفیت 4 شهرستان را طبق ضوابط قانونی تقسیمات کشوری دارد، چرا در یک سوم دیگر که شهرستان دشتستان است، 2 شهرستان مستقر نباشد؟!
2) همه می دانیم تاکنون توزیع اعتبارات استانی بر طبق ضوابط سازمان مدیریت و برنامه ریزی یعنی پارامترها و شاخص های جمعیتی، بین شهرستان های استان بوشهر نبوده و نخواهد بود و بیشتر براساس تصمیمات سیاسی و چانه زنی های مدیران شهرستان بوده است. لذا از این رهگذر و با این دیدگاه همه ساله شاهد پرداخت نشدن سهم واقعی مردم دشتستان از اعتبارات ملی و استان بوده و خواهیم بود. تحقق تأسیس شهرستان جدید می تواند حقوق واقعی مردم دشتستان را به آنها برگرداند تا آهنگ توسعه و پیشرفت سریع تر گردد.
3) بعد مسافت و فاصله بسیار زیاد بیشتر شهرها و بخش ها و روستاهای شهرستان دشتستان از مرکز آن(برازجان) کار خدمات رسانی و کارآمدی نیروهای عمل کننده و اجرایی را با مشکلات جدی مواجه کرده است و همین امر موجب ایجاد نارضایتی و بعضاً بدبینی به قابلیت ها و توان اجرایی دولت مرکزی گردیده است.
4) تکرار تجریه موفق و بسیار ارزنده تأسیس شهرهای جدید در دشتستان و تأسیس بخشداری در مناطق ارم و بوشکان می تواند دلیل خوبی بر نیاز واقعی به این انتزاع و نتایج بسیار مثبت طرح اجرایی آن باشد. کیست که امروز از شهرهای دالکی، وحدتیه، آبپخش و شبانکاره دیدن کند و زبان به مدح برخی کارهای عمرانی و زیباسازی شهری نگشاید.
5) برای انجام کارهای بزرگ و مهم همیشه افراد ضعیف النفس و مخالفانی وجود دارد، اما به نظر نگارنده عملی شدن هر چه سریعتر آن گام نخست توسعه و پیشرفت، آبادانی و ایجاد امنیت و بالارفتن رضایت مندی در مردم است.
6) بهانه تراشی ایجاد تنش و اختلاف نمی تواند مستمسکی برای جلوگیری از انجام این امر حیاتی باشد، چرا که با تدبیر و اقتداری که در سایر موارد مشابه از کارشناسان خبره و آگاه وزارت کشور و قدرت سیاسی کشور به عینه مشاهده کرده ایم، به ویژه در تأسیس استان ها و مرکزیت استان ها یا شهرستان های دیگر، تحقق تأسیس شهرستان جدید می تواند بدون کمترین پیامدهای سوء صورت پذیرد.
7) تأسیس شهرستان جدید موجب رونق و آبادانی سریع تر و بهتر نقطه ی دیگری از خاک این استان خواهد بود و موجب ایجاد اشتغال پایدار، تثبیت جمعیت، رفع معضل مسکن به ویژه در شهر برازجان خواهد شد.
8) تأسیس شهرستان جدید می تواند زمینه اعطای حق یک نماینده در مجلس شورای اسلامی را به مردم دشتستان و استان فراهم نموده و قدرت مردم استان را در ارکان قدرت افزایش دهد.
9) از 4 نماینده فعلی استان، تنها نماینده دشتستان است که موکلان آن مستقیماً با کشاورزی و مسائل مرتبط با آن مواجهند، لذا نماینده دشتستان می تواند میزان تأثیرگذاری را در بخش کشاورزی در سطح استان ارتقاء بخشد.
در پایان یادآوری می گردد راه برون رفت دشتستان از مشکلات و معضلاتی که با آن دست و پنجه نرم می کند و در آینده به شکل های دیگری با آن مواجه است، تنها از طریق تأسیس شهرستانی جدید امکان پذیر خواهد بود تا ادارات و نهادهای دولتی با انگیزه بیشتر و چابکی و کارآمدی بتوانند موجب رفاه، امنیت و خدمات رسانی بی منت و صادقانه را به مردم فراهم آورند. به امید آن روز.
اسکندر میگلی نویسنده و روزنامه نگار: امروزه فلسفه تشکیل دولت از حوزه ایجاد امنیت و حفظ آن به حوزه های آزادی، مشارکت سیاسی، تأمین اشتغال و رفاه و حتی بهره گیری از اوقات فراغت و برآوردن استعدادها، کشیده است.
در قرن بیست و یکم مردم از دولت انتظار تأمین رفاه عمومی و ارائه خدمات سهل و ارزان را دارند. ایجاد تعلق خاطر و احساس رضایت مندی در بین مردم جامعه، موجب بالا رفتن سطح مشارکت عمومی در تصمیم گیری ها و سرنوشت سیاسی و اجتماعی آنان می گردد.
گستردگی حوزه جغرافیایی استقرار نهادهای حاکمیت عملاً کار خدمات رسانی سهل الوصول و کارآمد را تقلیل می دهد. حجیم شدن ادارات و نهادهای دولتی و تمرکز آن در کنار سیستم دیوانسالاری مطوّل و ناکارآمد فعلی ما باعث شده است تا ادارات و سیستم خدمات رسانی از چابکی و قابلیت انعطاف لازم برخوردار نباشند و دولت مرکزی علی رغم سعی و تلاش فراوان و تخصیص اعتبارات کلان، نتواند رضایت عمومی و رفاه همگانی را تأمین نماید و همین امر زمینه ساز برخی نارضایتی ها و کاهش سطح مشارکت مردم خواهد شد. بکارگیری ناآگاهانه یا مغرضانه واژه "تجزیه" از سوی برخی افراد و رسانه ها موجب برانگیختگی و حساسیت ها نسبت به یک نیاز واقعی و منطقی یعنی تأسیس شهرستانی جدید در حوزه جغرافیایی دشتستان شده است.
بکارگیری و استعمال غیرواقعی واژه "تجزیه طلبی" در مقابل درخواست به حق و منطقی مردم برای تأسیس شهرستان جدید در حوزه جغرافیایی دشتستان از چند منظر قابل بررسی است.
اصولاً ذهنیت عموم مردم نسبت به واژه ی "تجزیه" که یادآور جدایی قسمت هایی از مناطق سرزمین ایران و الحاق آن به خاک دشمنان ایران بوده است، هنوز هم دردآور و تلخ است.
اولاً اگر بحث تأسیس شهرستان ها یا استان های جدید امری مذموم و غیرمنطقی بود، هیچ وقت نمی بایست استان ها و شهرستان های جدید تأسیس می شدند.
متأسفانه در سطح جامعه و افکار عمومی چنان با بدسلیقگی و بی توجهی به آثار مثبت و ارزنده ی تأسیس شهرستان جدید صحبت می گردد که راه نقد و بیان ضرورت آن بر بسیاری از افراد بسته می ماند و سخن گفتن از آن یعنی انتزاع دشتستان شمالی، گناهی نابخشودنی قلمداد می گردد.
اما باید دید عمده ی مخالفان طرح انتزاع و تأسیس شهرستان جدید چه کسانی هستند و چه می گویند.!
به نظر می رسد گروهی فقط از لفظ "تجزیه" ذهنیت منفی و روانی دارند، لذا آن را امری مذموم می دانند. گروهی تحقق این امر را بسیار مشکل دانسته و موجب بروز اختلافات و ایجاد تنش در سطح منطقه می دانند. گروهی نیز یک دشتستان بزرگ و عظیم الجثه را باعث افتخار و اعتبار خود و دشتستانی ها می دانند. گروهی دیگر نیز مدیران اجرایی و سیاسی مستقر در شهرستان هستند که تقلیل حوزه اختیارات و قدرت خود را بر نمی تابند و به هر نحو با تحقق این خواسته برحق و دیرین مخالفت می کنند.
حال به پاسخ موافقان تحقق تأسیس شهرستان جدید دشتستان به طور اختصار اشاره می شود.
1) همه می دانیم و بارها گفته شده است که شهرستان دشتستان یک سوم وسعت و جمعیت استان بوشهر را در برگرفته است. وقتی در دو سوم جغرافیای استان 8 شهرستان استقرار دارند، یعنی هر یک سوم ظرفیت 4 شهرستان را طبق ضوابط قانونی تقسیمات کشوری دارد، چرا در یک سوم دیگر که شهرستان دشتستان است، 2 شهرستان مستقر نباشد؟!
2) همه می دانیم تاکنون توزیع اعتبارات استانی بر طبق ضوابط سازمان مدیریت و برنامه ریزی یعنی پارامترها و شاخص های جمعیتی، بین شهرستان های استان بوشهر نبوده و نخواهد بود و بیشتر براساس تصمیمات سیاسی و چانه زنی های مدیران شهرستان بوده است. لذا از این رهگذر و با این دیدگاه همه ساله شاهد پرداخت نشدن سهم واقعی مردم دشتستان از اعتبارات ملی و استان بوده و خواهیم بود. تحقق تأسیس شهرستان جدید می تواند حقوق واقعی مردم دشتستان را به آنها برگرداند تا آهنگ توسعه و پیشرفت سریع تر گردد.
3) بعد مسافت و فاصله بسیار زیاد بیشتر شهرها و بخش ها و روستاهای شهرستان دشتستان از مرکز آن(برازجان) کار خدمات رسانی و کارآمدی نیروهای عمل کننده و اجرایی را با مشکلات جدی مواجه کرده است و همین امر موجب ایجاد نارضایتی و بعضاً بدبینی به قابلیت ها و توان اجرایی دولت مرکزی گردیده است.
4) تکرار تجریه موفق و بسیار ارزنده تأسیس شهرهای جدید در دشتستان و تأسیس بخشداری در مناطق ارم و بوشکان می تواند دلیل خوبی بر نیاز واقعی به این انتزاع و نتایج بسیار مثبت طرح اجرایی آن باشد. کیست که امروز از شهرهای دالکی، وحدتیه، آبپخش و شبانکاره دیدن کند و زبان به مدح برخی کارهای عمرانی و زیباسازی شهری نگشاید.
5) برای انجام کارهای بزرگ و مهم همیشه افراد ضعیف النفس و مخالفانی وجود دارد، اما به نظر نگارنده عملی شدن هر چه سریعتر آن گام نخست توسعه و پیشرفت، آبادانی و ایجاد امنیت و بالارفتن رضایت مندی در مردم است.
6) بهانه تراشی ایجاد تنش و اختلاف نمی تواند مستمسکی برای جلوگیری از انجام این امر حیاتی باشد، چرا که با تدبیر و اقتداری که در سایر موارد مشابه از کارشناسان خبره و آگاه وزارت کشور و قدرت سیاسی کشور به عینه مشاهده کرده ایم، به ویژه در تأسیس استان ها و مرکزیت استان ها یا شهرستان های دیگر، تحقق تأسیس شهرستان جدید می تواند بدون کمترین پیامدهای سوء صورت پذیرد.
7) تأسیس شهرستان جدید موجب رونق و آبادانی سریع تر و بهتر نقطه ی دیگری از خاک این استان خواهد بود و موجب ایجاد اشتغال پایدار، تثبیت جمعیت، رفع معضل مسکن به ویژه در شهر برازجان خواهد شد.
8) تأسیس شهرستان جدید می تواند زمینه اعطای حق یک نماینده در مجلس شورای اسلامی را به مردم دشتستان و استان فراهم نموده و قدرت مردم استان را در ارکان قدرت افزایش دهد.
9) از 4 نماینده فعلی استان، تنها نماینده دشتستان است که موکلان آن مستقیماً با کشاورزی و مسائل مرتبط با آن مواجهند، لذا نماینده دشتستان می تواند میزان تأثیرگذاری را در بخش کشاورزی در سطح استان ارتقاء بخشد.
در پایان یادآوری می گردد راه برون رفت دشتستان از مشکلات و معضلاتی که با آن دست و پنجه نرم می کند و در آینده به شکل های دیگری با آن مواجه است، تنها از طریق تأسیس شهرستانی جدید امکان پذیر خواهد بود تا ادارات و نهادهای دولتی با انگیزه بیشتر و چابکی و کارآمدی بتوانند موجب رفاه، امنیت و خدمات رسانی بی منت و صادقانه را به مردم فراهم آورند. به امید آن روز.
نوشته شده توسط اسکندر میگلی
در 21:46 | لینک ثابت
•

